موارد زير جزء ويژگيهاي دانش آموزان مرزي محسوب مي شوند:

-        دريادگيري مفاهيمي كه ارتباط مستقيمي بافعاليتهاي روزمره آنها نداشته باشد، با مشكلاتي مواجه اند.

-        در تعميم و انتقال مهارتها و راهبردها دچار مشكل اند.

-        در تفكر انتزاعي دچار مشكلات اساسي هستند.

-        فراخناي توجه و تمركز كوتاه دارند.

-        نسبت به همسالان كندتر ياد مي گيرند.

-        در خواندن و تشخيص حروف دچار مشكل اند.

-        داراي روابط بين شخصي ناپخته هستند.

-        در تشخيص روابط پيچيده ضعيف هستند.

-        دامنه معلومات عمومي آنها نسبت به همسالان خود ، محدودتر است.

-        خرانه لغات محدودتري نسبت به همسالان خوددارندوازدستورزبان ساده تري استفاده مي كنند

 

برنامه ريزي براي آموزش :

به طور كلي براي آموزش اين كودكان ، در درجه اول بايد به طور كامل آنها را شناخت و براي شناخت كامل آنها بايد ارزيابي همه جانبه اي از آنها به عمل آورد تا بتوان نيازهاي همه جانبه آنان را پاسخگو بود. بايد باور داشت كه هر كودك قابليت پيشرفت دارد ودر محيط مطلوب ، غني و مساعد بهتر و سريعتر پيشرفت مي كند . در آموزش اين گروه سه اصل مهم بايد مد نظر قرار گيرد: 1- درگير شدن والدين در آموزش 2- آموزش فردي شده 3- ارزيابي مستمر از عملكرد فرد.

دانش آموزان مرزي براي رسيدن به پيشرفت و موفقيت نياز به بكارگيري روشهاي جايگزين و حمايتهاي اضافي دارند . استفاده از روشهاي معمول تدريس پاسخگوي نيازهاي آنان نيست و معلمين و والدين اين دانش آموزان بايد در آموزش به نكات زير توجه نمايند:

در برنامه هاي درسي اين گروه بايد تربيت و تقويت حواس يكي از اركان برنامه در نظر گرفته شود و هرگونه آموزش به كودك با استفاده از همه حواس صورت گيرد.  براي مثال در مورد حس بينايي بايد به تقويت درك بصري، تداعي بصري و حافظه بصري پرداخت و در مورد حس شنوايي نيز بايد به تقويت درك شنيداري ،  تميز شنيداري و حافظه شنيداري پرداخت .بايد قبل از شروع آ«وزش رسمي از فراگيري پيش نيازهاي لازم اطمينان حاصل نمود. از ديگر نكات مهم در آموزش مي توان به موارد زير اشاره كرد: فراهم كردن فعاليت هاي عيني و معنادار و ايجاد زمينه براي مشاركت گروهي ، حذف عواملي كه منجر به حواس پرتي  كودك مي شود ، تمرين و تكرار مستمر و استفاده دقيق از برنا مه هاي تقويت و استفاده از تكنيكهاي متنوع آموزشي . 

در آخر، والدين و معلمين گرامي اين نكته را مدنظر داشته باشند كه ممكن است اين گروه از كودكان به دليل مشكلات شناختي قادر به دست يابي به مقاطع بالاي تحصيلي نباشند ، ولي در صورت برنامه ريزي مناسب مي توانند آنها را به سوي كسب مهارتهاي شغلي و حرفه اي مناسب جهت زندگي مستقل در آينده ، رهنمون سازند.